العلامة الحلي ( مترجم : شعراني )
327
تبصرة المتعلمين في أحكام الدين ( فارسي )
خود از عمل بهره مند شود و جعاله براى نفع ديگرى نيز جائز است مثل آن كه گويد هر كس مسجد را جاروب زند يا خاشاك از راه مردم بر دارد مبلغى به او مىدهم بلكه اگر براى فائده عامل باشد نيز صحيح است مثلا بگويد هر كس بدود تا نيرومند گردد يا در تاريكى برود كه بر جرأتش بيفزايد و از اين قبيل هر چه اغراض عقلائى باشد تعيين پاداش براى آن صحيح است اگر چه گروبندى در غير سبق و رمايه جائز نباشد چون اين پاداش گرو بندى نيست ( رجوع شود به وافى كتاب جهاد صفحه 28 ) عامل وقتى مستحق پاداش مىشود كه كار تمام كرده تسليم كند مثلا گم شده را به تصرف مالك دهد و اگر گم شده را تا در خانه مالك آورد و او گريخت مستحق اجرت نيست جعاله عقد جايز است و كارفرما مىتواند آن را فسخ كند وقتى عامل شروع به كار نكرده اما اگر شروع كرد نسبت به آن چه كرده است بايد مزد بدهد و عامل نيز مىتواند فسخ كند يعنى عمل را به انجام نرساند و اگر كار قابل تقسيم است مىتواند به نسبت آن چه كرده است مزد بخواهد و اگر قابل تقسيم نيست نمىتواند مانند يافتن گم شده و تسليم آن به مالك اما كارى كه چون يكى شروع كرد ديگرى نمىتواند تمام كند نظير عمل جراحى اطبا بايد تمام كند